شنبه 12 اسفند 1385
...

خسته ام و تمام دلتنگی هایم شعر می شود
خسته ام و در میان تمام خط خطی هایم هنوز خاطره ها سپیدند
خسته ام و هر روز که از من می گذرد نقاشی هایم بی رنگ تر می شود
خسته ام و جای دلتنگی هایم را هیچ خدایی پر نمی کند . . .

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 09:03 ق.ظ توسط : صدای سکوت
پنجشنبه 26 بهمن 1385
چند خطی برای یک شاعر ...
ای بهترین
به عظمت تو سلام می کنم
و به سکوتت لبخند . . .
***
سلام به همه دوستای عزیزم... قبل از هر چیزی می خوام از همتون بابت لطفی که تو
این مدت به من داشتین تشکر کنم...
اول از همه از دوست خوب و مهربونم صدای دل که تو این مدت خیلی به من لطف داشتن
و من واقعا نمی دونم لطفشون رو چطور جبران کنم و دوباره برای چندومین بار فوت
خواهر عزیزش رو بهش تسلیت میگم و برای خودش و خانوادش ارزوی صبر دارم
و امیدوارم خداوند روح خواهر عزیزش رو قرین رحمت بکنه
و بعد از یلدای عزیز که مثل اسمش برام خاطرات طولانیی رو رقم زدو رفت ... از یاس
سپید دوست گلم که حرفاش همیشه در عین سادگی زیبا بودو ارومم می کرد... ستاره ی
عزیز که امیدوارم دوباره شادی رو تو اسمون پر ستارش ببینم ... امیتیس مهربون
ستایش عزیز. دو ست خوبم از وبلاگ گلهای کاغذی که قلمشون واقعا زیباست و
میلاد عزیز با دل نوشته های قشنگش و ....
خیلی از عزیزان دیگه که متاسفانه ذهنم برای بردن اسم قشنگشون یاریم نمیکنه و
فرصت هم کمه ... بازم از همتون برای سر زدن به این کلبه ی حقیر ممنونم
و چند خطی هم برای یک شاعر . . .
من در فراسوی سکوت چیزی را دیدم
که تو ندیدی . . . او ندید . . .
وقتی ذهن انسانیت انقدر متروک و مسموم است
که به جرم سکوت محکومت می کنند . . .
من کار قاضی این محکمه را اسان می کنم
سکوت . . .
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:02 ق.ظ توسط : صدای سکوت
شنبه 20 خرداد 1385
...
سلام . . . از تمام عزیزانی که این مدت از این وبلاگ
دیدن می کردن ممنونم . . .
دفتر نوشته های صدای سکوت برای مدتی نا معلوم
بسته شد
خداحافظ . . .
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 01:06 ق.ظ توسط : صدای سکوت
چهارشنبه 3 خرداد 1385
قاصدک ...
حرفهایت تا همیشه برایم ناگفته ماند
گله کردی . . . دیر امدم
نه . . .
تو زود پر پر شدی . . .
سلام
به اصرار یکی از دوستان عزیز این بار این شعرمو نوشتم ...البته دلیل نوشتنش بماند ...
اما دوست دارم جدا از تقاضای این دوست نظر شما عزیزان رو هم بدونم
فقط امیدوارم به ظاهرمتن توجه نشه و این متن کمی عمیقتر خونده بشه ... ممنونم
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:05 ق.ظ توسط : صدای سکوت
سه شنبه 19 اردیبهشت 1385
گفته بودند فرصتی ندارد . . . اما دخترک هنوز در انتظار ان ستاره بود
هر روز به اسمان نگاه می کرد
کسی گفته بود که ستاره اش روزی می اید
و این حرف برای دخترک امید برای انتظاری طولانی شده بود
لحظه ها گذشت . . . روزها گذشت
ولی اسمان دخترک همیشه بی ستاره بود
درخشش ستاره زندگی دوباره ی دخترک بود
دیگر فرصتی نبود . . . باید چشمهایش را می بست
دخترک ناگزیر دستهای تقدیر را گرفت
اما کسی مهربانتر از اسمان . . .
روشنتر از تمام ستاره ها عاشقانه دستهایش را گرفت
دخترک برای همیشه خود را به او سپرد . . .

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 05:05 ق.ظ توسط : صدای سکوت
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
او ...
ستایش کنیم او را . . .
او که لحظه ای حتی خیالش ! . .
همه را عاشق می کند . . .

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 06:05 ق.ظ توسط : صدای سکوت
یکشنبه 3 اردیبهشت 1385
روشن ترین حقیقت...
دوستت دارم ها تمام می شود
عشق ها تمام می شود . . .
برای هم غریبی اشنا می شویم
و باز مثل روز ازل . . .
زمین پر می شود از من هایی که فقط . . .
انتهای نگاهشان نور اشنای توست . . .
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 08:04 ق.ظ توسط : صدای سکوت
شنبه 26 فروردین 1385
حضور مقدس ...
ای حضور مقدس خاموش . . .
در خاموشی سوی تو می ایم
سکوت طریق ستایش من است . . .
تو صدای سکوت را می شنوی
وپاسخ می دهی خاموش . . . .خاموش . . .
و انگاه . . . ارامش . . . ارامش . . . امین ! . .

این میلاد بزرگ رو به شما عزیزان تبریک می گم
. . . التماس دعا . . .
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 07:04 ق.ظ توسط : صدای سکوت