دوشنبه 29 بهمن 1386
کاش می شد با باد
کاش می شد با سنگ
حرفی از باران گفت...
کاش می شد من را پشت ابهام نبودن ها دید
و به اندوه همیشه کمی از این من گفت...
شب گذشت ...روز گذر کرد و شکست
اما او ...
گله ای نیست اگر خلوت من خالی بود
گله ای نیست اگر
بی پروا...!
این من را
به سکوتی ممتد
به رهایی از عشق
به نبودن هایی ... که فقط بودن بود
به غلط طعنه زدی....................
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 09:02 ق.ظ توسط : صدای سکوت
حرفهای تو ()
