صــــدای ســکو ت
و تو خاموشی کرده ای پیشه ... من سماجت ... تو یکچند ... من همیشه ...

سه شنبه 19 اردیبهشت 1385


  گفته بودند فرصتی ندارد . . . اما  دخترک هنوز در انتظار ان  ستاره بود

هر روز به اسمان نگاه می کرد

کسی گفته بود  که ستاره اش روزی می اید

و این حرف  برای دخترک  امید برای  انتظاری  طولانی شده بود

لحظه ها گذشت . . . روزها گذشت

ولی اسمان دخترک همیشه بی ستاره بود

درخشش ستاره زندگی دوباره ی دخترک بود

دیگر فرصتی نبود . . .  باید چشمهایش را می بست

دخترک  ناگزیر دستهای تقدیر را گرفت

اما کسی مهربانتر از اسمان  . . .

روشنتر از تمام ستاره ها عاشقانه دستهایش را گرفت

دخترک برای همیشه خود را به او سپرد . . .




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 05:05 ق.ظ توسط : صدای سکوت
دوشنبه 11 اردیبهشت 1385
او ...

ستایش کنیم او را . . .

او که لحظه ای حتی خیالش ! . .

همه را عاشق می کند . . .




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 06:05 ق.ظ توسط : صدای سکوت
یکشنبه 3 اردیبهشت 1385
روشن ترین حقیقت...

دوستت دارم ها تمام می شود

عشق ها تمام می شود . . .

برای هم غریبی اشنا می شویم

و باز مثل روز ازل . . .

زمین پر می شود از من هایی که فقط . . .

انتهای نگاهشان نور اشنای توست . . .




لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 08:04 ق.ظ توسط : صدای سکوت