خداوندا نگاه تو معجزه اسا بود
که مرا از هیچ به همه چیز رساند
و نوای ملکوت تو
همان طنین عرفان
همان صدای سکوت بود . . .

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 01:02 ق.ظ توسط : صدای سکوت
خداوندا نگاه تو معجزه اسا بود
که مرا از هیچ به همه چیز رساند
و نوای ملکوت تو
همان طنین عرفان
همان صدای سکوت بود . . .

هر روز زندگی کرد ن و با چشمانی ارام دنیا را نگریستن
با همه در ارامش به سربردن و داشتن ذهنی ارا م که اشفته نمی شود . . .
در سرما و گرما . در خوشی و درد . در نکوهش و ستایش
از همه ی تعلقات ازاد بودن ایمانی استوار و قلبی مالامال از اخلاص داشتن
در مناظر گوناگون دنیای دگرگون
تنها به خداوند پیوستن
و در او ( پناه ) حقیقی را یافتن . . .
خداوندا تو ارام در کنارم حضور داری و این همه ی نیاز من است .
اینجا کجاست ؟ . . .
قدم در کدام دیار گذاشتم ؟
چه غریبانه اشک می ریزند
انگار چشمها در غربت دیروز جا ماندند
حتی اسمان هم از داغ عشق او عطش دارد
کویر به حرمت لبهای تشنه ی حسین
سالیانیست ترک دارد . . .
چه سرزمین عجیبی است اینجا !
می شناسمش . . .

دیروز جمعه بود
جمعه ها همیشه دلگیرند
شبهای مهتابی انگار همیشه دلگیرند
دلگیرو پراز اندوه . . .
کاش اون جمعه بیاد
جمعه ای که عاشق باشیم . . .
جمعه ای که عید باشه . . .
بازم جمعه بود و جمعه ها همیشه دلگیرند . . .

کلماتی که از اعماق دل هستند طنین لا یتناها دارند
درست مانند گلی کوچک که زیبایی بی منتها را نشان می دهد
هنگامی که عشق نفس خویش را بر کلمات می دمد
انچه به بیان می اید تمامی ان چیزی نیست که به زبان می اید
بلکه ان چیزیست که دوست دارد بیان شود
انهایی که به اعماق می روند عشق الهی را بیدار می کنند
و این عشق زندگی شان را سرشار می کند
از موسیقی . زیبایی . ارامش و شعر
نفس زندگی انها موسیقی می شود
و اینجاست که حقیقت نازل می شود
حقیقت جایی نازل می شود که در انجا موسیقی خدا هست
بنابراین زندگی را باید به نغمه ای تبدیل کرد . . .
از دوستان عزیزی که لطف می کنن و نظر می دن برای من می خوام این بار
همتون برداشتی که از این نوشته داشتید رو بگید
ممنونم .