یکشنبه 4 دی 1384
تكیه گاهای عشق كه مرا رها نمی كنی
من روح ازرده ام را به توتكیه می دهم
من هستی خود را به تو مرهونم
به توباز می دهم ان هستی كه در اعماق اقیانوس توجاری است
ای سروری كه از میان رنج مرا می جویی ...
مرا توان ان نیست كه قلبم را به روی توببندم
در میان باران رنگین كمان می جویم
می دانم كه قول تو بیهوده نبوده است ...
سحر گاه اشكی نخواهد ریخت ...
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 03:12 ق.ظ توسط : صدای سکوت
حرفهای تو ()
